روزنامه شهروند - مهتاب جودکی: کلبههای چوبی، خانههای کوهستانی با دیوارهای قطور، سقفهای گنبدی و بوی کاهگل و سنگچینهای خانههای کوهستانی؛ اینها اگر جای خود را به خانههای تکراری شهری بدهند، روستاه
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
گمنام آشنا سلام!
باز تکرار حضور ناگهان تو و سلامهای دستپاچه من! هراز چندگاهی تلنگری میشوی به خواب عقربه های ساعت روزمرگی هایم تا فراموش نکنم اروند خروشان و کوسه هایش را.غواص های گم شده در والفجر8وکربلای 4را.زخم های دهان باز کرده شلمچه و غروب سرخ هویزه را. تو می آیی مثل همیشه .گمنام!ومن چه ساده دل میبندم مثل قبل . دوباره میروی از پس یک تشییع کوتاه نیم روزی و من باز هم دل برمیدارم و سلامهایم را بدوش میکشم و میروم به سمت فردا به آن نمی دانم کجا و کجا… اما دل خوشم به آمدنی دیگر که معلوم نیست باز کی از راه برسد . امان ازاین تجربه های مکرر دلتنگی! این بار که بیایی دلم هزار تکه است برای هزار بغض نشکسته,هزار حرف نگفته,هزار فریاد فرو خورده,هزار شعر نگفته, هزار راه نرفته… شیون شعرم به زاری زخم هایم نمیرسد اما دلم خوش است که تو میدانی چقدر زخم هایم را پنهان کردم و آرام دست به دیوار گرفتم و برخواستم,چقدر دردهای ناگفته ام را روی هم ریختم تا ناله زدم:قربان درد دلت بی بی زهرا! گمنام آشنا!در این روزهای کج خلق و دل واپس چقدر لازم است بیایی حتی اگر آمدنت دلیلی شود بر بلند شدن غبار تشکیک و دعوای تکراری خودی ها برسر نقطه چین های بی انتها! چقدر لازم است بیایی و دوباره دستی بکشی به سرو گوش شهری که کر شده از شیهه ماشین ها.شهری که زیر آوار فریادهایی که بر سر هم میکشیم همهمه فرشته ها گم شده است. تشنگی شهر
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
در ماه های اول پس از انقلاب ، ابراهیم در هالی که کت و شلوار زیبایی می پو شید به محل کارش در شمال شهر می آمد
یک روز متوجه شدم که خیلی ناراحت است به سمتش رفتم و گفتم : داش ابرام چیزی شده؟ گفت چند وقته ی دختر بد حجاب تو این محله به من گبر داده و گفته تا تو رو بدست نیارم ولت نمی کنم. گفتم داش ابرام با این تیپ و قیافه ای که تو داری این اتفاق خیلی هم عجیب نیست!گفت یعنی چی؟ یعنی به خاطر تیپ و قیافه ام این حرف رو زده ؟ گفتم شک نکن فردای آن روز ابراهیم با موهای تراشید ه وبا پیراهنی ژولیده سرکار آمد و حتی فردای آن روز با شلوار کردی و دمپایی...
"سلام بر ابراهیم" کاری است از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که در قالب زندگینامه ای مختصر و 69 خاطره درباره شهید بزرگوار و مفقود الاثر �ابراهیم هادی� منتشر شده است
این نوشتار حاصل بیش از پنجاه مصاحبه از خانواده، یاران و دوستان آن شهید است که همگی نگارنده را در گردآوری این مجموعه ارزشمند یاری رساندند.
شهید هادی در یکم اردیبهشت ماه سال 36 دیده به جهان گشود و پس از بیست و هفت سال زندگی پر فراز و نشیب، در عملیات والفجر مقدمّاتی در منطقه فکه، بیست و دوم بهمن سال 61 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و همانطور که از خداوند می خواست، پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام ماند.
کتاب �سلام بر ابراهیم� دربرگیرندهی زندگینامه و خاطرات شهید گمنام �ابراهیم هادی� است. این کتا
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
یکی از معروفترین این روایتها جریان نامه سردار سلیمانی به وزیر دفاع آمریکا بعد از نامه اول و تهدید آمیز اوباما به رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنهای(حفظه الله) است.
سازمان ادارای پنتاگون از ۷ لایه حفاظتی تشکیل شده است که از این میان، ۴ لایه به طور خاص مربوط به کنترل ارتباطات با شخص وزیر دفاع یا رییس پنتاگون میباشد که کمی بعد از نامه اوباما نامهای از تمام این لایه های امنیتی ، اطلاعاتی و حفاطتی عبور کرده و مستقیم ، روی میز کار وزیر دفاع یعنی لئون پانتا قرار میگیرد.
ظاهر ساده نامه که هیچ آرمی از سازمان های مرتبط با پنتاگون در آن به چشم نمیخورد توجه وزیر را جلب کرده و وی آن را از روی میز برمیدارد … با باز کردن نامه و خواندن آن عرق سردی بر چهره پانتا مینشیند !
یک نامه با سربرگ رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران … نامه حاوی عبارتی بود که قطعا برای رییس پنتاگون با آن عظمت حفاظتی باورکردنی نبود !
” اگر لازم باشد از این هم نزدیک تر خواهیم شد ”
امضا : قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس و آزادی خرمشهر ، مدافعین حــــــــــرمبرچسبها: سردار , قاسم سلیمانی , سپاه قدس , نامه , پنتاگون
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور
برچسب:
نویسنده: هلیا موسویپور